لطف على سليمى
105
كهكشانها در قرآن ( فارسي )
( جلد 20 ص 439 - 438 ) كه دربارهء ستارگان مسكون آسمان آمده است فرموده : « از نكات قابل ملاحظهاى كه از اين آية استفاده مىشود اين است كه دلالت بر وجود أنواع موجودات زنده در آسمانها دارد ، گرچه هنوز دانشمندان به صورت قاطعى در اين زمينه قضاوت نمىكنند ، همينقدر سربسته مىگويند : در ميان كواكب آسمان به احتمال قوى ستارگان زيادى هستند كه داراى موجودات زندهاند ، ولى قرآن با جمله « وَما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ » ( آنچه در آسمان وزمين از جنبندگان گسترده است ) به صراحت اين حقيقت را اعلام مىدارد كه در پهنهء آسمان نيز جنبندگان زنده فراوان است . واينكه بعضي از مفسران احتمال دادهاند كه « فيهما » منحصر به كرهء زمين باشد ، بسيار بعيد به نظر مىرسد ، زيرا ضمير « فيهما » تثنيه است وبه آسمان وبه زمين هر دو بر مىگردد . وبعد اضافه كرده : « وهمان گونه كه تفسير دابّة به فرشتگان آسمان ، تفسيري است بسيار بعيد ، چرا كه دابّه معمولا به جنبندگان مادي اطلاق مىشود . سپس دربارهء كرات ديگرى از آسمانهاى بيشمار كه موجودات زنده در آنها بتوانند زندگى كنند ، حديث معروفي از أمير مؤمنان علىّ بن أبي طالب عليه السّلام را نقل كرده كه مىفرمود : « هذه النجوم التي في السماء مدائن ، مثل المدائن في الأرض مربوطة كل مدينة إلى عمود من نور » يعنى اين ستارگانى كه در آسمان است ، شهرهايى همچون شهرهاى زمين دارد ، هر شهري با شهر ديگر ( هر ستارهاى با ستارهء ديگر ) با ستونى از نور مربوط به يكديگر است . توضيح اينكه اين حديث علاوة بر اينكه بر وجود كرات بيشمارى همچون كرهء زمين در كليهء آسمان حتى در آن جزاير كهكشانىها وغيره دلالت دارد ، بلكه مضافا در جمله « مربوطة كل مدينة إلى عمود من نور » دلالت بر نيروهاى جاذبه وارتباط جمعى وميانكنشى بين ستارگان را هم مىكند كه چگونه ستارگان در بين خود وكهكشانها در